commodiously UKkəmoudiəzliː معنی فارسی بطور راحت واژههای دیگر با معنی «بطور راحت» conveniently بطور راحت، براحتي cosily براحتي، بطور راحت، بطورگرم ونرم cozily براحتي، بطور راحت، گرم ونرم cozy براحتي، بطور راحت، گرم ونرم indolently ازروي تنبلي، تنبلانه، ازروي راحت طلبي accommodatingly باهمراهي، بمهرباني، باپذيرايي