دیکشنری فارسی

compatriot

UKkəmpætriət

معنی فارسی

هم ميهن هم وطن

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝm pā´trē ǝt/n., adj.

هموطن، هم میهن

همکار

مترادف‌ها

noun
Fellow countryman, countryman.

واژه‌های دیگر با معنی «هم ميهن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن