دیکشنری فارسی

compurgation

UKkʌmpəgeiʃən

معنی فارسی

تبرئه

معنی کامل و مثال‌ها

/käm´pǝr gā´shǝn/n.

● (در قدیم) تبرئه‌ی متهم در اثر سوگند و شهادت دیگران دال بر بی‌گناهی او

واژه‌های دیگر با معنی «تبرئه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن