دیکشنری فارسی

conation

معنی فارسی

اراده ميل

معنی کامل و مثال‌ها

/kō nā´shǝn/n.

(روان شناسی) رغبت، میل، گرایش به انجام کاری، کردار انگیزی

مترادف‌ها

noun
Voluntary activity, desire and will, wishing and willing, want and volition.

واژه‌های دیگر با معنی «اراده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن