volitionally UKvəliʃənəliː معنی فارسی با اراده با ميل واژههای دیگر با معنی «با اراده» voluntarily داوطلبانه، از روي ميل، با اراده purposeful با مقصود، متضمن مقصود، با جهت impulsively با قوه محرک آني، بي انديشه، بدون اراده willy nilly خواستن، اراده کردن، با وصيت واگذار کردن