concentrating
UKkɔnsəntreitiŋ
US'kɔnsənt'reıtıŋ
معنی فارسی
متمرکزکردن سخت ترياشديدترکردن جمع کردن تمرکزدادن
متمرکزکردن سخت ترياشديدترکردن جمع کردن تمرکزدادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن