دیکشنری فارسی

concentric

UKkɔnsəntrik USkən'sentrık

معنی فارسی

هم مرکز هم ميان متحدالمرکز

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn sen´trik/adj.

● (در مورد دایره) هم مرکز (concentrical هم می‌گویند)

concentric circles

دایره‌های هم مرکز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a common center “concentric rings”

واژه‌های دیگر با معنی «هم مرکز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن