isocentre معنی فارسی متحدالمرکز ، هم مرکز خط المرکزين دوربين عکاسي واژههای دیگر با معنی «متحدالمرکز» homocentric متحدالمرکز coaxial cathod کاتد متحدالمرکز concentric هم مرکز، هم ميان، متحدالمرکز