دیکشنری فارسی

concerto

USkən'tʃɛətəu

معنی فارسی

قطعه موسيقي.

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn cher´tō/n., pl.

● (موسیقی) کنسرتو (قطعه‌ی معمولا دارای سه ((مومان)) برای ارکستر به همراهی یک یا چند تکنواز)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a composition for orchestra and a soloist

واژه‌های دیگر با معنی «قطعه موسيقي.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن