conect معنی فارسی وصل شدن ارتباط اتصال واژههای دیگر با معنی «وصل شدن» power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد conjoin پيوستن، وصل کردن، قرين شدن connect پيوستن، وصل کردن، متصل شدن