دیکشنری فارسی

confectionery

UKkənfekʃənəriː USkən'fekʃə'nerı

معنی فارسی

شيريني شيريني سازي قنادي

معنی کامل و مثال‌ها

/-er´ē/n., pl.

(مغازه‌ی) شیرینی فروشی، قنادی، آجیل فروشی، مغازه‌ی آب نبات فروشی

هنرساختن شیرینی و نقل و نبات

تنقلات، شیرینیجات، نقل و نبات

during Nowrooz, the consumption of confectioneries goes up

مصرف شیرینی و تنقلات در نوروز بالا می‌رود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. candy and other sweets considered collectively “the business decided to concentrate on confectionery and soft drinks”
  2. a confectioner's shop
  3. the occupation and skills of a confectioner

مترادف‌ها

noun
1. Sweetmeats, confections, confects, comfits, candies.
2. Confectioner's shop.

واژه‌های دیگر با معنی «شيريني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن