confess (a person) معنی فارسی اقرار کردن ، اقرار گرفتن از (کسي) واژههای دیگر با معنی «اقرار کردن» avouch آشکارا گفتن، اقرار کردن، تصديق کردن agnize شناختن، برسميت شناختن، اقرار کردن. profess ادعا کردن، اضهار کردن، اشکارا معرفي کردن admit پذيرفتن، راه دادن، بار دادن plead not guilty اقرار به جرم نکردن، خود را بيگناه قلمداد کردن