congregant
معنی فارسی
عضو کليسا ، شرکت کننده در مراسم کليسا
معنی کامل و مثالها
/käŋ´grǝ gǝnt,kän´-/n.
● عضو کلیسا (یا کنیسه)، شرکت کننده در مراسم کلیسا
عضو کليسا ، شرکت کننده در مراسم کليسا
/käŋ´grǝ gǝnt,kän´-/n.
● عضو کلیسا (یا کنیسه)، شرکت کننده در مراسم کلیسا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن