دیکشنری فارسی

conjectural

UKkəndʒektʃərəl

معنی فارسی

حدسي حدس زن

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝn jek´chǝr ǝl/adj.

وهمی، حدسی، فرضی

اهل حدسیات و اوهام

مترادف‌ها

adjective
Presumptive, surmised, hypothetical, theoretical, suppositional.

واژه‌های دیگر با معنی «حدسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن