connubially UKkənjuːbiæliː معنی فارسی وابسته به زناشويي واژههای دیگر با معنی «وابسته به زناشويي» matrimonial وابسته به زناشويي، ازدواجي، نکاحي connubial وابسته به زناشويي prenuptial پيش از زناشويي، وابسته به قبل از ازدواج، پيش از جفت گيري