دیکشنری فارسی

consecution

معنی فارسی

پي درپي تسلسل

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´si kyōō´shǝn/n.

● توالی، ترتیب (منطقی یا طبیعی)، تسلسل، پی‌آیند

مترادف‌ها

noun
1. Succession, series, successive appearance.
2. Connection, linking together.

واژه‌های دیگر با معنی «پي درپي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن