دیکشنری فارسی

consulting

UKkənsʌltiŋ USkən'sʌltıŋ

معنی فارسی

مشاور

معنی کامل و مثال‌ها

/-sult´iŋ/adj.

مشاوره‌ای، مشاور، کنکاشی

a consulting engineer

مهندس مشاور

واژه‌های دیگر با معنی «مشاور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن