دیکشنری فارسی

consultor

معنی فارسی

مشاور رايزن. معاون اسقف

معنی کامل و مثال‌ها

/-sult´ǝr/n.

مشاور، رایزن، کنکاش‌گر

(کلیسای کاتولیک) معاون اسقف

واژه‌های دیگر با معنی «مشاور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن