contact plug معنی فارسی دوشاخه کليد اتصال واژههای دیگر با معنی «دوشاخه» diapason دوشاخه، ميزان کوک، دانگ صدا pitchfork دوشاخه، چنگال، شانه biramous دوشاخه، داراي دو شاخه . tuning-fork دوشاخه، دياپازن bident دوشاخه، چنگک fork crow دوشاخه y-junction دوشاخه bifurcate دوشاخه شدن، دوشاخه کردن bipolar plug دوشاخه برق mains plug دوشاخه برق