دیکشنری فارسی

pitchfork

UKpitʃfɔːk US'pıtʃ'fɔ:k

معنی فارسی

دوشاخه چنگال شانه پنجه

معنی کامل و مثال‌ها

/pich´fôrk´/n., vt.

● (کشاورزی) چنگک، افشون، چنگال

● با چنگک بلند کردن و پرتاب کردن

he pitchforked the hay into the truck

او کاه را با چنگک توی کامیون می‌انداخت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a long-handled hand tool with sharp widely spaced prongs for lifting and pitching hay
  2. lift with a pitchfork “pitchfork hay” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دوشاخه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن