دیکشنری فارسی

contesting

UKkəntestiŋ USkən'testıŋ

معنی فارسی

همکاري مسابقه رقابت ستيزه کشمکش مجادله کردن ترديدکردن

واژه‌های دیگر با معنی «همکاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن