continently معنی فارسی پرهيزکارانه واژههای دیگر با معنی «پرهيزکارانه» stoically پرهيزکارانه، صبورانه abstinently پرهيزکارانه devoutly ديندارانه، پرهيزکارانه، خالصانه pious دين دار، پرهيزکار، پرهيزکارانه