دیکشنری فارسی

contra

US'kɔntrə

معنی فارسی

برضد راي مخالف برعليه

معنی کامل و مثال‌ها

/kän´trǝ/n.

● براندازگر (به ویژه شورشیانی که در سال‌های 1980-90 علیه دولت چپی نیکاراگوا می‌جنگیدند)، کنترا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of the guerrilla force that opposed a left-wing government in Nicaragua

واژه‌های دیگر با معنی «برضد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن