copulatively UKkɔpjulətivliː معنی فارسی رابطه عضو رابط اجماع واژههای دیگر با معنی «رابطه» contingence رابطه، تماس .، مماس بودن nexus رابطه، وسيله پيوند، قيد copula رابطه، عضو رابط اجماع copulae رابطه، عضو رابط اجماع copular رابطه، عضو رابط اجماع rapport رابطه، نسبت، تماس bode's relation رابطه بود causal relationship رابطه علي linear relationship رابطه خطي fisher equation رابطه فيشر، اين رابطه عبارت است از :، MV = PQ