دیکشنری فارسی

corbel

US'kɔ:bəl

معنی فارسی

پيشامدگي ، کنده چوبي که زيرحمال ميخوابانند

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´bǝl/n., vt.

● (معماری - سرتیرچوبی یا سنگی یا فلزی که معمولا به شکل بازویی یا رفبند بوده و تاق یا برآمدگی‌های دیوار را بر آن سوار می‌کنند)

● سرتیر، زیرسقفی، شاه تیر نگهدار، زیرحمال، منقاره

● منقاره‌دار کردن، با سر تیر یا زیر سقفی مستحکم کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Old French word 'corbel', meaning 'raven', due to the resemblance of a corbel to a raven's beak.

مثال

  • The ancient castle features intricate corbels supporting the upper floors.
  • The weight of the roof is supported by a series of corbels.
  • The corbel was carved with decorative motifs.

ترکیب‌های رایج

Stone corbel Wooden corbel Decorative corbel Corbel design

تعریف انگلیسی

verb
  1. (architecture) a triangular bracket of brick or stone (usually of slight extent)
  2. furnish with a corbel “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پيشامدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن