cornerwise
معنی فارسی
ازگوشه اي بگوشه روبرو
معنی کامل و مثالها
/-wīz´/adv.
● از یک گوشه به گوشهی مقابل (و نه به گوشهی مجاور)، اریب، به طور مورب
● به طوری که یکی از گوشهها به جلو باشد، گوشه به جلو، یک وری
we carried the big crate cornerwise through the narrow doorway
صندوق بزرگ را به صورت اریب از درگاه باریک رد کردیم.