corroborator معنی فارسی تاييد کننده تقويت کننده واژههای دیگر با معنی «تاييد کننده» corroborant تاييد کننده، مويد.، نيرو بخش seconder تاييد کننده، پشتيبان، حامي corroborative تاييد کننده - مويد - تقويت آميز confirmor مصدق، تاييد کننده corrobrant نيروبخش، مقوي، تاييد کننده ACK شکل خلاصه شده کلمه acknowledgment به مفهوم تاييد و، تصديق، يک کد کنترلي (کاراکتر 6 اسکي