cost price UKkɔstprais معنی فارسی قيمت تمام شده واژههای دیگر با معنی «قيمت تمام شده» basing point pricing قيمت تمام شده کالا cost ledger دفتر قيمت تمام شده cost records مدارک قيمت تمام شده، مدارک تعيين ارزش cost reduction تقليل قيمت تمام شده cost accounting حسابداري قيمت تمام شده، حسابداري هزينه، حسابداري صنعتي cost of sales قيمت تمام شده کالاي فروش رفته cost-plus contract قرارداد براساس قيمت تمام شده به اضافه، درصدي به عنوان سود cost plus pricing تعيين قيمت فروش با افزودن ضريب مخصوص، منفعت به قيمت تمام شده factor cost هزينه عامل توليد، قيمت تمام شده عامل توليد loss leader کالايي که با قيمت پايين (با ضرر) بفروش، ميرسد، کالايي که به منظور جلب توجه مشتري