دیکشنری فارسی

councilor

UKkaunsələr US'kaunsələ

معنی فارسی

رايزن کنکاشگر عضو شورا عضو انجمن مشاور مستشار

معنی کامل و مثال‌ها

/koun´ sǝ lǝr/n.

عضو انجمن، عضو شورا، مشاور رایزن، کنکاشگر، گره‌گشا، سگالشگر (انگلیس: councillor)

واژه‌های دیگر با معنی «رايزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن