counterwork
معنی فارسی
عمل متقابل خنثي کردن بي اثرکردن برخلاف کارکردن
معنی کامل و مثالها
/kount´ǝr wu_rk´/n.
● (هرچیزی که برضد چیز دیگری ساخته شود) استحکامات (به ویژه در اطراف دژ دشمن)، دژپاد
عمل متقابل خنثي کردن بي اثرکردن برخلاف کارکردن
/kount´ǝr wu_rk´/n.
● (هرچیزی که برضد چیز دیگری ساخته شود) استحکامات (به ویژه در اطراف دژ دشمن)، دژپاد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن