county
معنی فارسی
استان قلمرو
معنی کامل و مثالها
/kount´ē/adj., n., pl.
● (در تقسیمات کشوری) بخش، (انگلیس و ایرلند) هریک از بخشهایی که کشور به آن تقسیم شده است و از نظر دادگستری و انتخاباتی و سیاسی و اداری واحد مجزایی محسوب میشود، دهیو، (امریکا) هریک از بخشهایی که اغلب ایالات به آن تقسیم شدهاند و این بخشها از نظر اداری و دادگستری و مالیات و آموزش و خدمات از خود مختاری نسبتا زیادی برخوردارند، (کانادا) هریک از بخشهای برخی از استانها که از نظر اداری واحد مجزایی محسوب میشود، (زلاندنو) بخش انتخاباتی در نواحی روستایی
● شهرستان، بلوک (بلوکات)
● (در اصل) قلمرو کنت (count)
● وابسته به بخش (یا county)
county court
(امریکا) دادگاه بخش
تعریف انگلیسی
- (United Kingdom) a region created by territorial division for the purpose of local government “the county has a population of 12,345 people” “Regions: United Kingdom, UK, U.K., Britain, United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland, Great Britain”
- (United States) the largest administrative district within a state “the county plans to build a new road” “Regions:”
مترادفها
noun
Shire.