دیکشنری فارسی

courageous

UKkəreidʒəs USkə'reıdʒəs

معنی فارسی

دلير باجرات بي باک دليرانه

معنی کامل و مثال‌ها

/kǝ rā´jǝs/adj.

دلاور، گرد، پر دل، یل، شجاع، پر جرات، متهور، دلیر

they say my grandfather was a courageous man

می‌گویند پدربزرگم مرد دلاوری بود.

دلاورانه، شجاعانه، تهورآمیز

the workers' courageous stand against the threats of government officials

استواری تهورآمیز کارگران در مقابل تهدیدهای مقامات دولتی

مترادف‌ها

adjective
Fearless, gallant, daring, valorous, chivalrous, valiant, bold, heroic, intrepid, dauntless, resolute, hardy, stout, lion hearted, with a bold front. See brave.

واژه‌های دیگر با معنی «دلير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن