court of iquiry معنی فارسی دادگاه رسيدگي واژههای دیگر با معنی «دادگاه رسيدگي» practice court دادگاه مخصوص رسيدگي به کفالت trial court دادگاه رسيدگي به امور موضوعي grand inquisitor رئيس دادگاه رسيدگي در برخي کشورها prize courts دادگاه مامور رسيدگي به مسائل مربوط به، prize بدون راي اين دادگاه به مال، به دست آمده عنوان غنيمت جنگي اعطا dut of court ممنوع از اينکه دادگاه باظهارارتش رسيدگي مي، نمايد traffic court دادگاه عبور و مرور، دادگاه ويژه رسيدگي به تخلفات رانندگي speaking with prosecutor توافق باشاکي، در جرايم عليه افراد که از نوع جنحه باشد، دادگاه به متهم اجازه مي دهد که پيش از inquisitional وابسته به تحقيق يا رسيدگي، تحقيقي، وابسته به دادگاه روحاني concurrent jurisdiction رسيدگي قضايي همزمان به چند جرم، دادگاه الحاقي يا همزمان