دیکشنری فارسی

crackup

UKkrækʌp

معنی فارسی

صداي شکستگي ، درغ ،

زمين خوردگي ياورشکستگي ناگهاني ، خردکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/krak´up´/n.

● ترک خوردگی، (اتومبیل تصادف کرده یا هواپیمای سقوط کرده و غیره) خرد شدگی، داغان شدن، فروپاش

● (عامیانه) بیماری (جسمی یا روانی)، به سر زدگی

واژه‌های دیگر با معنی «صداي شکستگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن