دیکشنری فارسی

credited

UKkreditid US'kredətəd

معنی فارسی

اعتبار آبرو اعتماد آبرومندي افتخار (مايه) سرافرازي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (usually followed by `to') given credit for “an invention credited to Edison”

واژه‌های دیگر با معنی «اعتبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن