creditors US'kredıtəz معنی فارسی بستانکار طلبکار واژههای دیگر با معنی «بستانکار» petitioning creditor بستانکار، مطالب، بستانکاري که به دادگاه اعلام مي کند که credit balance مانده بستانکار credit advice اعلاميه بستانکار secured creditor بستانکار داراي رهينه creditor's bill رسيدي که بستانکار متوفي در مقابل دريافت، مقداري از ترکه به عنوان تصفيه حساب، به obligee متعهدله، بستانکار proof of debt دليل طلب، سندي که از طرف بستانکار شخص ورشکسته يا، متوفي يا شرکت در حال تصفيه ارائه مي شود delegant حواله دهنده، کسيکه بدهکار خود را به بستانکار خود مراجعه، ميدهد dividend مقسوم، سودسهم، سودسهام Cr مخفف:، اعتبار، نسيه