cresylic
معنی فارسی
از يا وابسته به کرسول يا کرئوسوت
وابسته به اسيد کريسيليک
معنی کامل و مثالها
/kri sil´ik/adj.
● از یا وابسته به کرسول یا کرئوسوت (رجوع شود به: cresol و creosote)
● وابسته به اسید کریسیلیک (اسیدهای فنولدار)
از يا وابسته به کرسول يا کرئوسوت
وابسته به اسيد کريسيليک
/kri sil´ik/adj.
● از یا وابسته به کرسول یا کرئوسوت (رجوع شود به: cresol و creosote)
● وابسته به اسید کریسیلیک (اسیدهای فنولدار)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن