cricoid
معنی فارسی
حلقه اي حلقوي
معنی کامل و مثالها
/krī´koid´/adj.
● (کالبدشناسی) وابسته به غضروف حلقوی حنجره، وابسته به نرم استخوان گرد خشکنا
cricoid cartilage
غضروف انگشتری (یا حلقوی) حنجره
حلقه اي حلقوي
/krī´koid´/adj.
● (کالبدشناسی) وابسته به غضروف حلقوی حنجره، وابسته به نرم استخوان گرد خشکنا
cricoid cartilage
غضروف انگشتری (یا حلقوی) حنجره
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن