دیکشنری فارسی

crunching

UKkrʌntʃiŋ US'krʌntʃıŋ

معنی فارسی

صداي خرد کردن يا خرد شدن چيزي زير دندان يا

زير چرخ وغيره ، خرد شدن.

واژه‌های دیگر با معنی «صداي خرد کردن يا خرد شدن چيزي زير دندان يا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن