cryptodevice معنی فارسی وسايل رمز کردن وسايل رمز واژههای دیگر با معنی «وسايل رمز کردن» red concept جدا کردن وسايل مخابراتي ارسال پيامهاي، طبقه بندي شده و رمز از وسايل ارسال، پيامهاي کشف tetragraph کلمه رمز چهار حرفي براي اسم گذاري و، مشخص کردن وسايل cryptocustodian مسئول نگهداري يا کار کردن يا انهدام، وسايل رمز