culch معنی فارسی اشغال ضايعات. معنی کامل و مثالها /kulch/n.● رجوع شود به: cultch واژههای دیگر با معنی «اشغال» trash اشغال، تراش، شاخ وبرگ زيادي riffraff اشغال، ته مانده، زيادي occupation اشغال، تصرف، پيشه کار occupationally اشغال، تصرف، پيشه کار paultry اشغال، چيز اشغال و نا چيز، جزئي. cultch اشغال، ضايعات. occupancies اشغال، تصرف occupancy اشغال، تصرف occuration اشغال occupies اشغال کردن، تصرف کردن، ساکن شدن از