cuspidate
معنی فارسی
نوک دار شاخدار
معنی کامل و مثالها
/kus´pǝ dāt´/adj.
● نوکدار، تیزهدار، سرتیز (مانند دندان نیش)، کوهکدار، کوههدار (مانند دندان آسیا)
● (گیاهشناسی) دارای نوک تیز و دندانه مانند (به ویژه در مورد برگ)، نوک منقاری، لتهدار
cuspidate leaf
برگ نوک تیز
مترادفها
adjective
(also cuspidated)
(Botany) Pointed, acute, sharp, acuminate, acuminated.