custodier معنی فارسی سرايدار نگهبان پاسبان واژههای دیگر با معنی «سرايدار» custodian سرايدار، نگهبان، پاسبان custodianship سرايدار، نگهبان، پاسبان janitor دربان، سرايدار، فراش مدرسه conservator نگهبان، سرايدار، نگهدارنده conchoscope بيني بين، دربان، سرايدار caretaker سرپرست، مستحفظ، سرايدار.