customs officer UKkʌstəmzɔfisər معنی فارسی مامور گمرک گمرکچي واژههای دیگر با معنی «مامور گمرک» custom assersor مامور گمرک، گمرکچي، ارزياب گمرک tidewaiter مامور گمرک لب دريا، در انتظار فرصت، مترصد فرصت. custom's appraisor گمرکچي، مامور گمرک، ارزياب گمرک