cutter
معنی فارسی
برنده ، آلت تراش ، يکجورآجر تراش ،
يکجور کشتي يک دکلي
معنی کامل و مثالها
/kut´ǝr/n.
● (دستگاه یا ابزار برای بریدن) برشکار، دستگاه برش
● (کسی که کارش بریدن است به ویژه کسی که پارچه را برای خیاطی میبرد) برشگر
● (قایقی که در کشتیهای بزرگ برای بار و مسافررسانی حمل میشود) قایق یدک، یدکناو
● (سابقا - کشتی بادبانی و مسلح که برای تعقیب قاچاقچیان به کار میرفت) کشتی ضد قاچاق (revenue cutter هم میگویند)
● (پاسداران ساحلی امریکا) کشتی گشتی، پاسناو (Coast Guard cutter هم میگویند)
● کشتی یک دکله، کشتی دو بادبانه
● سورتمهی یک اسبه
ریشه و کاربرد
ریشه
From the verb 'cut' and the suffix '-er' (one who does or performs).
مثال
- He used a cutter to trim the hedges.
- The paper cutter made it easy to cut straight lines.
- The shipyard has a large cutter for shaping metal.
ترکیبهای رایج
Use a cutter Operate a cutter Sharpen a cutter Replace a cutter
تعریف انگلیسی
- someone who cuts or carves stone
- someone who carves the meat
- someone whose work is cutting (as e.g. cutting cloth for garments)
- a boat for communication between ship and shore
- a sailing vessel with a single mast set further back than the mast of a sloop
- a cutting implement; a tool for cutting