cyanic معنی فارسی آبي معنی کامل و مثالها /sī an´ik/adj.● (شیمی) وابسته به یا دارای سیانوژن● آبی رنگ واژههای دیگر با معنی «آبي» waterier آبي، آبدار، اشکبار wateriest آبي، آبدار، اشکبار watery آبي، آبدار، اشکبار aquatic آبي، جانور آبي، بازيهاي آبي aqueous آبي، آبدار، پرآب benthic ته آبي، ته دريايي bluehearts آبي دل، دل آبي bluecoat آبي پوش، داراي کت آبي، سرباز امريکايي seaway راه آبي، روگاه (دريايي)، مسير دريايي waterfowl مرغ آبي، مرغ هاي آبي