دیکشنری فارسی

damsel

UKdæmzl US'dæmzəl

معنی فارسی

دوشيزه بانوي جوان

معنی کامل و مثال‌ها

/dam´zǝl/n.

(قدیمی) دوشیزه، دختر خانم، دخترک

a damsel in distress

دوشیزه‌ی دچار فلاکت

مترادف‌ها

noun
Maiden, maid, girl, lass, lassie, miss, young lady.

واژه‌های دیگر با معنی «دوشيزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن