دیکشنری فارسی

maiden

UKmeidnneim US'meıdən

معنی فارسی

دوشيزه دختر باکره دختر خانه مانده

معنی کامل و مثال‌ها

/mād´'n/n., adj.

(نادر) دختر، زن جوان و مجرد

(نادر) باکره

(اسب‌دوانی) اسبی که هنوز برنده نشده است

a maiden horse

اسبی که هنوز برنده نشده است

a maiden race

مسابقه‌ی اسب‌هایی که تاکنون برنده نشده‌اند

(سابقا - اسکاتلند - M بزرگ) گیوتین، سرانداز

(بازی کریکت) دوره‌ای از مسابقه که درآن طرفین امتیازی به دست نیاورده‌اند (maiden over هم می‌گویند)

برازنده‌ی دختر، ویژه‌ی دختران، دختروار

maiden innocence

معصومیت دخترانه

her maiden loveliness

زیبایی دخترانه‌ی او

مجرد، شوهر نکرده

she remained a maiden for the rest of her life

تا آخر عمر مجرد باقی ماند.

باکره و پیر، پیرزن باکره، خانه مانده

his maiden aunt died recently

عمه‌ی پیر و خانه مانده‌ی او اخیرا فوت کرد.

خام‌دست، بی تجربه، ناآزموده، کارندیده، به کار برده نشده، نو، تازه، دست نخورده، بکر، تازه ساز

آغازین، نخستین، اولین

the newly-made ship's maiden voyage

نخستین سفر کشتی تازه ساز

his maiden speech

اولین نطق او

(انگلیس - حقوق) محاکمه‌ی جنایی که به محکومیت منجر نشود

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old English 'mægden', meaning 'maiden, virgin, girl'; originally 'of a noble birth'.

مثال

  • The maiden was known for her beauty throughout the land.
  • The knight rescued the maiden from the dragon.
  • This is the ship's maiden voyage.

ترکیب‌های رایج

Maiden voyage Maiden name Maiden speech Maiden flight

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an unmarried girl (especially a virgin)
  2. (cricket) an over in which no runs are scored “the magazine's inaugural issue” “the initiative phase in the negotiations” “an initiatory step toward a treaty” “his first (or maiden) speech in Congress” “the liner's maiden voyage”

مترادف‌ها

I. noun
Girl, virgin, maid.
II. adjective
1. Of maids, of virgins.
2. Pure, chaste, undefiled, virgin, unpolluted.
3. Fresh, new, unused.
4. Unmarried.

واژه‌های دیگر با معنی «دوشيزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن