dancy US'dænsı معنی فارسی سرحال متمايل به رقص. واژههای دیگر با معنی «سرحال» crouse سرحال، بشاش، سرزنده swank سرحال وچابک، جست وخيز کن، قروغمزه امدن peppy پرنيرو، سرحال، چالا ک. chirpy شاد، سرحال، سرزنده upbeat - روبه ترقي، روبه بالا، سرحال sprightfully پرنشاط، سرزنده، وبانشاط sprightful پرنشاط، سرزنده، وبانشاط hype مخفف: hypodermic، معتاد، تحريک کردن elevated بلند، فرازين، بالا