dangerless معنی فارسی بي خطر واژههای دیگر با معنی «بي خطر» safe distance فاصله بي خطر، مسافت امن اطراف مين safety-match کبريت بي خطر safe سالم، بي خطر، اطمينان بخش safety match کبريتي که جز با مالش بقوطي خودش نمي گيرد، کبريت بي خطر safe area منطقه امن، منطقه بي خطر funk hole پناهگاه موقتي، استراحتگاه بي خطر. searched channel مسير پاک شده از مين، کانال بي خطر در ميدان مين secure امن، محفوظ، بي خطر safe altitude ارتفاع امن، ارتفاع تامين، ارتفاع بي خطر benign مهربان، ملايم، لطيف